عاشق شد؛ عاشق صدایی که در خوابش آواز خواند. یک شب صدای گرم و سوزناک مردی در خوابش آواز خواند و او عاشق شد. مرد را در خواب ندید، فقط صدایش را شنید که عمیق و عاشقانه ترانه میخواند. دخترک صدای آواز مرد ترانهخوان را شنید و همهی وجودش پر شد از ترنم و زمزمه؛ پرندهها در قلبش نغمه خواندند، در قلبش چشمهای جاری شد و آبشاری فروریخت، قلبش پر شد از عطر خوشبوترین گلها، و خوابش از چنان آرامشی لبریز شد که فرشتهها در خواب لبخندی بر لبش نشاندند و ستارهها در هوایش نقره پاشیدند...
اما ماجرا با همین خواب پایان نگرفت....
....
متن کامل این داستانک را میتوانید در این اپیزود بشنوید.
نویسنده و گوینده: شبنم حکیم هاشمی