نمیدانم آنجا کجا بود. یک خانه بود و یک محوطهی چمنکاری شده. کنار چمنها میز و صندلی چیده بودند و روی میز یک ظرف پر از سیبهای سرخ بود.
دو مرد آنجا بودند. پشت میز نشسته بودند و با هم صحبت میکردند. یکیشان مسافر بود و از سفری طولانی آمده بود. و مرد دیگر میزبان او بود. مرد مسافر داشت از لحظهها و اتفاقات سفرش میگفت و مرد میزبان با دقت گوش میداد.
تا به حال ندیده بودمشان، اما عجیب با آنها احساس نزدیکی و آشنایی میکردم. حالتها و نگاهها و حرفهایشان برایم ملموس و آشنا بود. درست مثل خاطرهای که داشت از نو تکرار میشد.
...
متن کامل داستان «مسافر» را میتوانید در این اپیزود بشنوید.
نویسنده و گوینده: شبنم حکیم هاشمی