|موسیقی: کارن همایونفر|
سلسبیل: نام چشمهای در بهشت که در قرآن نیز به آن اشاره شده| سَبیلبودن خون: رایگان بودن جان| رُطب: استعاره از لب معشوق| چاشنی: مزه، حلاوت و شیرینی| خرما بر نخیل: کنایه از دور از دسترس بودن| وسمه: گیاهی برای رنگ کردن ابرو| خَضیب: رنگ شده| کَحیل: چشم سرمه کشیده| قَتیل: کشته شده| رَحیل: کوچ و سفر| لیلی(نخست): معشوق قصهی مجنون و لیلی| لیلی طویل است: شبی طولانیست| میل: واحد مسافت، یک سوم فرسنگ( دو کیلومتر)| رفتن عاشقان چو مور: افتان و خیزان رفتن| دست برفشاندن: دست تکان دادن| مُحِب: دوستار، عاشق| سر افشاندن: کنایه از خود را فدا کردن| بَخیل: فرومایه و تنگ چشم|قَبیح: زشت| جَمیل: زیبا| بَدیل: مانند، مثل| قال و قیل: هیاهو و سر و صدا