saadia / سعدیا

saadia / سعدیا





افسوس بر آن دیده که روی تو ندیده‌ست-غزل 61

افسوس بر آن دیده که روی تو ندیده‌ست-غزل 61

موسیقی: کامبیز روشن روان|


افسوس بر آن دیده: باید به حال آن چشم تأسف خورد| مدَّعیان: کسانی که ادعای زهد و تقوا دارند| نقش: پیکر| پری: در اینجا استعاره از معشوق بسیار زیبا| دایره‌ی نیمه کشیده‌ست: نیم‌دایره رسم کرده| پایْ به سنگیت برآید: یعنی «بزخورد کردن پای کسی به سنگ و در نتیجه زمین خوردن او| رَحمَت کردن: دلسوزی کردن| کمانْ‌مهره: کمانی که با آن گلوله و مُهرهٔ گِلین پرتاب میکردند| در وهم نیاید: در تصوّر نمیگنجد| حلوا دادن: کنایه از «با وعدهٔ شیرین خام کردن»| نَشْگِفْت: شگفت نیست، تعجبی ندارد| خانهٔ چشم: [تشبیه صریح] | آب چکیدن: چکه کردن آب از سقف خانهٔ چشم، در اینجا کنایه از «اشک ریختن» است.