saadia / سعدیا

saadia / سعدیا





با جوانی سرخوش است این پیر بی‌تدبیر را-غزل 10

با جوانی سرخوش است این پیر بی‌تدبیر را-غزل 10

موسیقی مسعود شعاری 


بی‌تدبیر: آنکه پایان کار را نبیند|سرخوش: کسی که از نشئۀ شراب خوشحال باشد. در سراج نوشته که مستی چند مرتبه دارد. اول سرخوش، بعد از آن تردِماغ، بعد از آن سیه مست و بعد از آن خراب| افتادن: گرفتار و اسیر شدن / بُگسَلد: پاره کند| کمان در بازو آوردن: آماده‌ی تیراندازی شدن| آرزویم می‌کند: من آرزو می‌کنم| نخجیر: شکار| نقد: حال و حاضر| تأخیر کردن: دیر کردن| آفت: آسیب، بلا| تقدیر: سرنوشت| عذرت بباید خواستن: باید عذر بخواهی| تقصیر: کوتاهی کردن، گناه