دلاویزی: دلپذیری| غَمّاز: سخنچین، برملا کننده راز| موافق: سازگار، هماهنگ| صورت و معنی: ظاهر و باطن| تا چشم من است: از وقتی چشم باز کردم| به سر گشتن: کنایه از سرگردان بودن |مستان: دلباختگان| هایاهوی: هیاهو| به جان جوییم: از صمیم قلب و با تمام وجود میخواهیم| در نمیباید: لازم نیست| بلبل خوشگوی: کنایه از شاعر شیرین سخن|