وه: کلمهای است که برای تحسین و شگفتی بکار می رود|
بگذاشتند: رها کردند| بار بستند: سفر کردند| خاطر: فکر و اندیشه| امیدوار خویش: عاشق خود| رای: تدبیر، اندیشه| دیار: سرزمین| عافیت: سلامت، نجات و رستگاری که نتیجۀ دوری از خلق و دنیای مادّی است| منظر: چهره| قرار: آسودگی| گبر: آتش پرست، زردشتی، گاهی در معنای کافر نیز بکار میرود| ترسا: مسیحی و همچنین در معنی مطلق کافر و بت پرست بکار رفته است| زینهار: شبه جمله است به معنی زنهار، امان و پناه| دوش: دیشب| حورا زاده: زیبارویی که اصل و نسبش بهشتی باشد| مانی: از مصدر ماندن به معنی واگذاشتن| نمایی: از مصدر نمودن، نشان دهی ، بیان کنی| زینهار ۲: آگاه باش| غمگسار: آنچه غم و اندوه را بر طرف سازد| سهی: بلند، هر چیزی که به سبب بلندی و راستی از دور بتوان دید| افتقار: نیاز و حاجت| وقار: شکوه، بردباری| صلاح: شایستگی| بینوایی: درویشی و همه|