saadia / سعدیا

saadia / سعدیا





چنان به موی تو آشفته‌ام، به بوی تو مست-غزل 40

چنان به موی تو آشفته‌ام، به بوی تو مست-غزل 40

موسیقی: پیمان یزدانیان|


به: به سَبَبِ، در اثرِ. در چاپ یغمایی«چنان‌ به روی تو» آمده| به روی کَسَم دیده برنمی‌باشد: به چهره کسی نگاه نمی‌کنم| خلیل: خلیل‌الله لقب ابراهیم پیامبر است. واژه «خلیل» به معنای «دوستِ صادق» است. در اینجا مراد «عشق صادقانه و پاک» است. در چاپ یغمایی «خلیلِ ما» آمده| آزر: نام پدر یا عموی ابراهیم پیامبر. آزر بت‌تراش بود| نشاید: شایسته نیست| طَلَبَد: جست‌وجو میکند| پای‌بَند کسی بودن: سخت دلبسته (کسی) بودن| بِرست: رها شد| مُطیع: فرمانبر| خستن: زخمی کردن|  نمازِشامِ‌قیامت: غروب روز قیامت| اَلَست: این تعبیر در آیه ۱۷۳ سوره اعراف در قرآن بکار رفته و به روزی اشاره دارد که در آن خدا از انسان‌ها پیمان بندگی گرفت( بلی، آیا من خدای شما نیستم؟ گفتند: آری)| معشران: یاران| اهلِ‌نشست: کنایه از گوشه‌نشینان| شَست: زهگیر، انگشترمانندی از استخوان که در انگشت شست میکردند و در وقت تیراندازی، زِهِ کمان را با آن می‌گرفتند. «تیر‌از‌شست‌برف» کنایه از «کار از کار گذشتن است»| دست به دست بردن: کنایه از «سخت گرامی و مورد توجه بودن»