saadia / سعدیا

saadia / سعدیا





 تا بُوَد بارِ غمت بر دلِ بی هوش مرا-غزل 16

تا بُوَد بارِ غمت بر دلِ بی هوش مرا-غزل 16

موسیقی حسین علیزاده


هوش: خرد، آگاهی| بیهوش: از خود بی‌خود| نَنشاند: خاموش نمیکند، آرام نمیکند| گُل: گل سرخ| سُنبُلم: ضمیر «م» متعلق به خاطر است، سنبل گیاهی‌ست دارای گل‌های بنفش خوشه‌ای، گلش زیبا، خوشرنگ و خوشبو‌ست، زلف معشوق را به مناسبت رنگ سیاه و بوی خوش آن به سنبل تشبیه کرده‌اند| خاطِر: دل، فکر| بناگوش: در اینجا یعنی«رُخسار»| فِراقت: فراق تو، دوری تو| باید: لازم است| هر شبم: هر شب هستم، «م» در اینجا شناسه است»| هِجرا: دوری| قَدَح: پیاله| نوش: عسل، پادزَهر| جلّادِ غم: [تشبیه‌ صریح] غم را به جلاد تشبیه کرده، مأمور شکنجه