|موسیقی: کارن همایونفر|
علیرغم: بر خلافِ مِیل| نَکهَت: بوی خوش| قول: گفتار، سخن| مُعَلَق: گرفتار و در بند| سایه برنگرفتن: عنایت و پشتیبانی از کسی دریغ کردن| خوشهچین: آنکه از حاصل کار(دانش،هنر یا خرمن) کسی اندکی برگیرد. ریزهخوار| فراخ: گشادگی| مجال: میدان، عرصه| چشمِ سوزن: سوراخ سوزن، کنایه از کوچکی بسیار| شیرین: معشوق| مگس: کنایه از عاشق| بادبیزن: بادبزن، کنایه از رقیب| بیت ۹: ستمِ نگاهبانان کوی یار و سرزنش مردمان نسبت به من، همانند داستان گاوِ فردِ دهلزن است که به صدای دهل خو گرفته و از بانگ آن نمیهراسد و نه هر گاو دیگری.شاهباز: استعاره از معشوق| مُبَیَن: آشکار| بیت ۱۱: قلب رقیق سعدی چون شیشهایست که چیزی نمیتواند در آن پنهان بماند